السيد محمد حسين الطهراني
377
معاد شناسى (فارسى)
حقيقتى ، آنجا نيز آن شفاعت طلوع مىكند و خرمنها از گناه را با يك جرقّهء رحمت مىسوزاند و به باد فنا مىدهد . علّت آنكه اين بحث كنندگان ، امر شفاعت را سست انگاشتهاند براى آن است كه با يك ديده به اسلام نگريستهاند ؛ و آن ديدهء ظاهر ، و قوّت و شوكت ، و امر و نهى و انتظام و نظم ، و جزاء و كيفر است . اين مسكينان ديدهء ديگر نداشتهاند - يعنى خودشان با دست خود آن را كور كردهاند - كه بدانند اسلام نيز داراى مقام رحمت و عطوفت ، و ايثار و گذشت ، و عرفان و توحيد ، و فناء ، و ولايت ، و شفاعت ، و هزاران امر معنوى و حقيقى و باطنى و روحى كه آنان از آن بى خبرند ، مىباشد . يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ « 1 » . « فقط ظاهرى از حيات و زندگى دنيا را مىدانند ، و ايشان البتّه ايشان از آخرت و زندگى عُقبَى غافل هستند . » آرى نتيجهء يك چشمى بودن ، محروميّت از ادراك بسيارى از حقائق است . زمان وقوع شفاعت كدامست ؟ بارى در مسائلى كه ما در ضمن شفاعت بيان كرديم يك مسأله باقى ماند كه اخيراً هم به آن اشاره شد ، و آن اينست كه بدانيم شفاعت چه موقع واقع مىشود ؟ البتّه مراد از شفاعت همان شفاعتى است كه
--> ( 1 ) آيه 7 ، از سورهء 30 : الرّوم